دوستان عزیر من از این به بعد همه شعرامو اینجا مینویسم و شعری که مورد استقبال بیشتری از طرف شما دوستان قرار بگیره و دارای نظر بیشتری باشه را در یه وبلاگ دیگه به ثبت میرسونم.آدرس اون وبلاگ هم : www.asheghkocholo2.blogfa.com هست
لطفا دیدن کونید و به شعر مورد علاقتون نظر بدید تا من بتونم بهترین شعرامو برای چاپ انتخاب کنم
اگر تو این وبلاگ هم شعری به نظر شما زیبا بود لطفا براش نظر بنویسید تا من اون رو هم در اون وبلاگم بذارم
از لطف شما دوستان ممنونم
با نگاه عاشق تو من به مرز عشق رسیدم
تو با اون چشمای نازت یه جورایی دادی فریبم
تو منو گذاشتی رفتی بی تو تو این دنیا غریبم
بی تو اون صورت زیبا به غم و اندوه رسیدم
مثل تو توی دنیا من دیگه کسی ندیدم
برای دیدن تو من به رات چشم انتظارم
تا تو برگردی دوباره من به تو جون میسپارم
مثل دریا آبی رنگه
تو خوشکلی اما
دلت مثل سنگه
تو مگه دل نداری
که منو سر کار میذاری
هر دم میگی دوستم داری
فرداش با من کاری نداری
بیا با من وفا کن
این دل از بند رها کن
بیا با من بمون همیشه
این دل بی تو دل نمیشه
تو به من اعتماد نداری
قسم میخورم باور نداری
من میرم سرت سلامت
هرجا هستی هرجا باشی
من که چشزی نیستم
تو الهی بد نیاری
تو بذار تا من بمیرم
تا تو یه جا یاری بگیری
شعر من ساخته نمیشد
بی وجود عاشقانت
این غزل ، غزل نمیشد
چشمه تو به رنگ دریا
بی تو دل عاشق نمیشد
دست تو گرمی خورشید
دست من که گرم نمیشد
تو مثل مثنوی خوبی
بی تو این بهار نمیشد
چه خزون بود چه بهار
بی تو زندگی نمیشد
خونه رنگ غم گرفته
روی دیوارای خونه
عکس ناز تو نشسته
تو نیستی تا ببینی
دلم از جدایی خونه
دل من به پای عشقت
داره جون میده میمیره
چشمام از گریه میباره
لبم اسمت رو میاره
میدونم برگشتنی نیست
اما این دل چشم انتظاره
قاب عکست که روی طاقچمونه
خاطرات با تو بودن تو دلم
اشکه که جاری از چشم منه
همدم شبهای تنهاییام
صدای خسته و گیتار شکستمه
شعرم هر غزل به اسم تو میشه
گیتارم به نت تو نواخته میشه
آوازی که توش سوز دل نباشه
سرد و بیرونق میشه
میخونم ترانه هایی که از درده
میگم که عشقت تو دلم خونه کرده
دست من به تنهایی خیلی سرده
اینا همش حرفای دل یه مرده
اگه چشمات نبینم
مثل ابرا من میبارم
اگه تو نباشی پیشم
از دوریت دیوونه میشم
بیا بمون تو کنارم
از دوری تو میمیرم
میخوام لب و رو لبت بذارم
بی تو من چیزی ندارم
مثل بارون پریشونم
از دست زمونهء غم
به لبم رسیده جونم
که دارم میشم دیوونه
از دوری تو نازنینم
غم تو دلم زده جوونه
دارم میمیرم من اینجا
چون تو نیستی در کنارم
جز دوباره دیدن تو
من که آرزویی ندارم
میخوام برگردی کنارم
تا که جون نرفته از دست
با دیدن چشمای نازت
جون سپردن خیلی سادست
دستتو تو دستم بگذار
که دستام گرمی نداره
برای لمس دستات
ثانیه ها رو میشماره