تبليغاتX
عشق و عاشقی
شعر
آهای عزیز مهربون هردم میخوام بشم فدات

دلم میخواد بره آسمون همیشه صدای خندهات

شب که میشه ستاره ها میان میون آسمون

دلم میخواد از آسمون ستاره بیارم برات

همش میخوام عزیز من بگم خیلی دوستت دارم

دلم میخواد برای تو بارون بشم و ببارم

تو شبای خالی از رنج و درد بی کسی

بهت بگم دلم میخواد بوسه رو لبهات بذارم

خیال میکنم یه روز میری و منو تنها میذاری

دلم میخواد باور کنم تا آخرش مال منی

تو لحظه های عاشقی چه بی ریا با سادگی

دلم میخواد عزیز من زندگیمو رنگی کنی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 21:33  توسط شهریار  | 

هر چی بخوای برای تو همون میشم ای نازنین

عاشق اون چشات منم شدم به عشق تو اسیر

از خوبیات حرف میزنم همیشه هستم یاد تو

تو دفتر خاطراتم نوشتم خط به خط اسمتو

بیاد تو با هر نفس میمیرم و زنده میشم

بیا ببین داد میزنم که عزیزم دوست دارم

دیدن چشمای ناز تو آروم این قلب منه

نبودنت کنار من داره دلمو آتیش میزنه

عزیز من جز دست تو دستی دیگه نمیخوام

اگه تو پیشم نباشی یه روز خوش نمیخوام

اگه بخوای برای تو دنیا رو کادو میارم

دلو تموم هستیمو به زیر پاهات میذارم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 21:21  توسط شهریار  | 

تو با اون نگاه اول عشقو تو قلبم گذاشتی

با نگات عاشق شدن روی قلب من نوشتی

این منم خراب چشمات قلبمو به پات میذارم

اگه تو مال من نباشی هی بهونتو میگیرم

تو که ماه آسمونی تو شب تیره و تارم

اولیم عشقم تو هستی غیر تو دل نمیبارم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 20:56  توسط شهریار  | 

میحوام با تو بمونم حتی توی رویا

دوستت دارم عزیزم به اندازه دنیا

برای ناز اون جشات من پریشونم

با من بمون عزیزم بی تو نمیتونم

منم مجنون چشای همیشه پاکت

با دیدنشون قلبم میمونه ساکت

نگاهت قبله گاه قلب شکسته منه

بودنت مرحمی برای تومه دردهامه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 20:45  توسط شهریار  | 

اشکامو ببین چه جوری

از رو گونه هام میباره

آخه عکسهای تو آلبوم

تو رو یاد من میاره

اشکام آروم چکه چکه

میریزه به روی آلبوم

به روی عکسی که دستت

گرفته دستمو آروم

یاد اون روزای رفته

قلبمو آتیش کشیده

از همون روزی که رفتی

دلم جز غم ندیده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 21:43  توسط شهریار  |