تبليغاتX
عشق و عاشقی - منو باش
شعر
منو باش فکر میکردم عاشقی فقط تو رویاست

منو باش خیال میکردم عاشقی مال مجنون و لیلاست

اما وقتی که چشام به چشمای ناز تو افتاد

قلب من اسیر عشق شد و قلبم و تنم به لرزه افتاد

حالا من اسیر و گریون همه جا به دنبالت میگردم

واسه داشتن چشمات چه آرزوهایی که نکردم

عشق تو به دست سردم گرمی و جون میبخشه

اینو بدون هرگز دل من از دست تو نمیرنجه

اما میخوام تو بدونی عاشق چشات شدم من

فدای چشمای نازت هستی و جون تن من

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 21:11  توسط شهریار  |